تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - بهانه

بهانه

سه شنبه 20 تیر 1385 12:07 ب.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،

بهانه

شب است و باز دل من بهانه ای دارد
بهانه ی غزلِ عاشقانه ای دارد
ز من ترنّم تار و رباب می خواهد
هوای یارو انیس شبانه ای دارد
به خلوتم کشد و می کند به من نجوا
دل است و خواسته ی شاعرانه ای دارد
نه بشنود سخن از من، نه عذر بپذیرد
ز من، توقّع بس جابرانه ای دارد
تمام عمر، وجودم بدست دل بوده است
مگر نه اوست که در سینه، لانه ای دارد؟
گر از قفس بپرد، وای من چه چاره کنم؟
به کوی دوست، نکو آشیانه ای دارد
دل است و راز درون آنچه هست در کف اوست
روا بود، اگر امشب، بهانه ای دارد

 حسین حقایق جهرمی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -