تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - غربت

غربت

شنبه 31 تیر 1385 11:07 ق.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،

غربت دیرینه ام را با تو قسمت می كنم
تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می كنم
رفتی و با رفتنت كاخ دلم ویرانه شد
من در این ویرانه ها احساس غربت می كنم
چشمهایم خیس از باران اشك و انتظار
من به این دوری خدایا كی عادت می كنم ؟
می روم قلب تو را پیدا كنم
برق چشمان تو را معنا كنم
می روم شاید كه در دشتی بزرگ
معنی عشق تو را پیدا كنم
می روم تا با نگاه گرم تو
این دل دیوانه را شیدا كنم
می روم عاشق شوم همچون نسیم
غنچه های عشق را تا وا كنم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -