تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - چشمای تو

چشمای تو

سه شنبه 10 مرداد 1385 12:08 ب.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،

چشمای تو مثل شقایقن این همه سال گذشت
هنوزم که عاشقن چشمای من زشت و پلیدن
پر از ریا پر از فریبن کاشکی عاشق نبودی
بین همه عاشق من نبودی کاش توام مثل همه
زود می رفتی پام نبودی یه روزی رفتی و حالا اومدی
حالا که دلم شکسته حالا که نفرت مردم
پرای عشقمو بسته چرا حالا اومدی؟
حالا که یه خسته هستم حالا که همه می گن
جای دلم یه سنگ بستم دیدی قلبت رو شکستم
دیدی عاشق نبودم یادم میاد اون روزایی
که شبارو گل یاد تو سحر کرد
و خیالم پیش خیال تو سفر کرد
اما تو رام ندادی!!
جز تو چیزی نمی خواستم توی دلت جام ندادی
حالا من خسته ی خستم حالا من تنهای تنهام
حالا من تو این سیاهی یه غریبم..یه معمام
اما هیچ فایده نداره سر راه من نشستن
منتظر به راه عشقی که پای اومدننش رو خیلی وقته که شکستن!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -