تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - گل من گریه مکن

گل من گریه مکن

جمعه 3 شهریور 1385 02:08 ق.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،


 گل من گریه مکن،
 که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
 قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
 گل من گریه مکن
 سخن از اشک مخواه
 که سکوتت گویاست
 از نگه کردنت احوال تو را می دانم
 دل غربت زده ات، بی نوایی تنهاست
 من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست
 گل من گریه مکن، اشک تو صاعقه است
 تو بهر شعله، چشمان ترم می سوزی
 بیش از این گریه مکن،
 که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
 گل من گریه مکن، من چو مرغ قفسم
 تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
 گل من گریه مکن،
 که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
 قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
 دل به امید ببند نا امیدی کفر است
 چشم ما بر فرداست  ز تبسم مگریز
 درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -