تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - حسرت دور باطل

حسرت دور باطل

دوشنبه 11 تیر 1386 01:07 ب.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،


حسرت

در حوالی آتش تر و خشك می شویم
در حوالی آب ...
- خواب چشمانم تن می شویم !
كتابهای دستم لب گشوده
با ذهن تهی ... خمیازه می كشند !؟

با فوت وقت
چه صفحات شیرینی
از دست می دهم !

دور باطل

مرده ها
آب زیر كاهند
توی شستشو ، مكرٌر غلغلك می گیرند
دهان ِمُچاله ، آماده ی بوسه می كنند !؟
به همه كس ، شب بخیر می گویند
با لب های پر ترانه ، سفر می كنند
مزه ی نفس كشیدن را ...
باید از آنها آموخت




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -