تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - شعر نو

شعر نو

شنبه 23 تیر 1386 07:07 ق.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،

حسرت لحظه ها


عمرم به تلخی تلخی ها گذشت

پیر شد دلم ، به سردی ایام شکست.

در فکر آرزوهای فردا سیر کردم

لحظه ها را فدای باورهای ساده ام کردم

فردا از راه رسید و در حسرت دیروز نشستم

کی آمد و کی رفت؟

مقصود نیافتم!

غم دوستان ،خنده ی ایام دیدم

عمرم بگذشت و به آخر رسید کارم

عجبم نیست که افسوس به کامم آمد

گردش ایام دیدم و کس نیامد به دیدارم

با وحشت تنهایی زندگی کردم

روزها به سر آمد و شب ها ناله کردم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -