تبلیغات
و خداوند عشق را آفرید ... - انتظار

انتظار

یکشنبه 16 دی 1386 02:01 ق.ظ

نویسنده : غزال
ارسال شده در: شعر ،


دلم برایت پر می زند

باز دلم می گیرد... با وجود بالهای شکسته ام در تاریکی .....اما دلم برایت پر می زند
برای روحانیت نگاهت....... برای بوییدن گوشه ی عبایت.....چشمانم را می بندم 
نگاهم از دیدارت تهی.......اما تاروپود وجودم از مهرت جاریست .....
لحظه ای درنگ می کنم ، در کجا تو را یابم ؟
گاه بالهای خیال را به صحن جمکران می فرستم
گاه به دور محراب نمازت می گردم ......ناگاه دلم هول می کند
فصل احرام است.......و نازنیم حتمآ در عرفات است .....من کجا و خیالی از عرفات ...! 
همه وجود شکسته ام را به دست می گیرم وبه راه می افتم....
تکیه های سیاه دلم حتمآ مرا رسوا می کند
خداوندا چه کنم؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -